چون دانشمند بميرد، همه چيز حتي ماهيان در دريا بر او بگريند . [پيامبر خدا صلي الله عليه و آله]
ديوار313
   1   2      >

به نام خدا


 


نگاهي گذرا به کنش کشورهاي مختلف در برهه هاي تاريخي،  اين پندار اوليه را به وجود مي آورد که مسئولان سياست خارجي در فضايي مجرد و بدون ارتباط با امور داخله مملک خود به تصميم گيري مي پردازند؛ اما نبايد دور از نظر داشت که سياست خارجي همواره آيينه تمام نماي اوضاع داخلي يک حکومت محسوب مي شود.


شايد بتوان تفاوت و نقطه تعارض بين اين دو را در توجيه افکار عمومي در داخل و خارج از کشور تصوير کرد؛ بدين صورت که در تعريف استراتژي کلان کشورها و بسط و توضيح آن براي مردم بايد توجيهات متفاوتي در داخل و خارج از کشور صورت بست، چراکه منافع افراد در داخل کشور با آنچه درخارج از کشور مي گذرد متفاوت است و بنابراين بايد با توجيهات متفاوت به همگان قبولاند که دستيابي به استراتژي کلان از چه منظري داراي اهميت است.


در مثال و توضيح بيشتر اين موضوع، حمله ايالات متحده آمريکا به عراق نمونه جالب توجهي است که با توجيه مبارزه با خودکامگي و حمايت از القاعده به عنوان عامل حمله به برج هاي دو قلو در داخل و مبارزه با تروريسم و تکثير سلاح هاي کشتار جمعي در خارج از اين کشور روبرو بود.


آنچه در اين توجيهات داراي اهميت ويژه است حمايت دائمي مردم داخل از سياست خارجي کشورها است و در صورتي که عموم مردم حمايت لازم را در دستيابي به اهداف سياست خارجي نداشته باشند، چانه زني در موضوعات مورد مناقشه با پشتوانه محکمي همراه نخواهد بود و در نتيجه مسئولان سياست خارجي از موضع ضعف وارد مذاکره خواهند شد که عمدتأ نتيجه اي جز شکست در پي ندارد.


نکته با اهميتي که حاکمان کشورها همواره بايد به آن توجه داشته باشند نظرسنجي پي در پي از جامعه و افکار عمومي است به طوري که تغييرات روز به روز براي مديران روشن شود تا متناسب با آن تدابير و تغييرات لازم در سياست داخلي و خارجي صورت بگيرد و تنها در اين صورت است که کشورها مي توانند با پشتوانه حمايتي قوي از سوي مردم داخل و خارج وارد مناقشات بين المللي شوند و اهداف مورد نظر را بدست آورند.


مثال ديگري از اين موضوع در اين موضوع جنگ بين آمريکا و ويتنام بود که به سبب افزايش زمان و تعداد کشتگان جنگ از سوي آمريکا، حمايت مردمي از ادامه درگيري کم رنگ شد و در نهايت جنگ با شکست ايالات متحده به پايان رسيد.


در موضوع ايران نيز تجارب تاريخي همواره تأثير خود را در سياست خارجي به شکل هاي متفاوتي نشان داده است و نمونه هاي آن از دوران قاجار به بعد که شکل گيري سياست خارجي در ايران متداول گرديد، ديده مي شود و در اين زمينه مي توان به مثال هاي فراواني اشاره کرد.


دوگانگي در تصورات، ارزشها و هنجارهاي حاکم بر مسئولان دولتي و مردم شايد مهمترين دليل فاصله گرفتن مردم از حکومت و عدم حمايت آنان از سياست هاي حاکمان باشد که نتايج فاجعه باري را درپي دارد.


حکومت هايي که مسئولان به راه خود مي روند و مردم نيز مسير مورد علاقه خود را ادامه مي دهند مشکلات عديده اي را در برخورد با موضوعات جديد و به تعبيري مدرنيته، پيش پاي خود احساس مي کنند و از اين منظر ضربه پذيري زيادي را در خود به وجود مي آورند.


بي توجهي و يا ناآگاهي حاکمان از علايق و سلايق مردم به شکلي که به وجود آورنده دو تصوير ذهني متفاوت از نوع حکومت و روش اداره جامعه شود مهمترين موضوعي است که مي تواند عواقب ناگواري براي حکومت ايجاد کند که در اين زمينه، نزديک شدن به افکار عمومي و بررسي علل ايجاد تفکرات مختلف در جامعه و شفافيت در موضوعات سياسي، اقتصادي، اجتماعي و روانشناختي توصيه مي شود.


 



ديوار313 ::: جمعه 21/4/1387::: ساعت 11:39 صبح

     


به نام خدا 


 


پهنه جمهوري قرقيزستان در منطقه آسياي مرکزي و در همسايگي کشورهايي چون چين، تاجيکستان و روسيه از سال 1991 استقلال خود را از نظام کمونيستي شوروي سابق بدست آورده و از آن زمان تاکنون تلاش براي پيشرفت و آزادي را سرلوحه برنامه هاي خود قرار داده است.


اين کشور نسبتأ پهناور با حدود پنج ميليون نفر جمعيت که نزديک به يک ميليون آن در شهر بيشکک (پايتخت) زندگي مي کنند، از موقعيت ژئوپليتيک و ژئواکونوميک خاصي برخوردار است و از اين جهت تلاش براي بهره برداري بيشتر از اين ظرفيت ها از سوي کشورهاي منطقه و جهان، رقابتي مثال زدني را به وجود آورده است به طوري که هر يک از اين کشورها بر اساس مشترکات فرهنگي، اقتصادي و سياسي موجود سعي در نزديکي روابط با جمهوري قرقيزستان دارند تا منافع خود را در منطقه و جهان حفظ نمايند.


در ميان کشورهاي منطقه و جهان که هر يک تلاش متمرکزي را براي نفوذ در منطقه آسياي مرکزي و از جمله جمهوري قرقيزستان به کار برده اند مي توان به جمهوري اسلامي ايران و ترکيه اشاره کرد که اين دو با توجه به نيازها و خلأهاي موجود در اين کشور به لحاظ فرهنگي،  اقتصادي و غيره سعي در نزديکي روابط  و تأمين منافع متقابل دارند و البته کشور ترکيه در اين زمينه تلاش هاي شايسته اي را از خود نشان داده است که از آن جمله مي توان به راه اندازي دانشگاه، مراکز تجاري و صادرات و واردات کالاها در اندازه وسيع اشاره کرد.


 


عامل فرهنگ؛ دست آويز آمريکا براي تحول در قرقيزستان


 


از ديگر کشورهاي بزرگ منطقه اي و فرا منطقه اي که تلاش گسترده اي را بعد از فروپاشي نظام شوروري سابق در جمهوري قرقيزستان انجام داده اند، چين و آمريکا بوده اند؛ آمريکا به جهت گسترده کردن هژموني خود به عنوان ابرقدرت جهاني، با راه هاي گوناگوني از جمله برنامه هاي وسيع فرهنگي و ترويج مباني آزادي هاي سياسي، حقوق بشر، دموکراسي و ليبراليسم سعي در تغيير ماهيت فکري مردم اين کشور و همراهي آنان با غرب دارد.


در ديگر سو جمهوري خلق چين به عنوان قدرت نوظهور اقتصادي در جهان، با بهره برداري مناسب از خلأ موجود دوران بعد از فروپاشي،  صادرات گسترده کالا به جمهوري قرقيزستان را در دستور کار سياست خارجي خود قرار داده به طوري که با نبود قدرت اقتصادي تأثيرگذار در منطقه براي عرضه کالاهاي ارزان قيمت و نيز هم مرز با اين جمهوري،  کنترل بازار اين کشور را در کنار روسيه در دست دارد.


اما در اين ميان کشور روسيه که علاقه چنداني به حضور گسترده کشورهاي منطقه و ابرقدرت هاي جهاني در جمهوري قرقيزستان به عنوان همسايه خود ندارد، تلاش تحسين برانگيزي را براي حفظ اين جمهوري نوپا در کنار خود انجام داده است که از آن جمله مي توان به تأمين انرژي و مايحتاج اوليه و نيز حمايت سياسي از اين کشور در  برهه هاي حساس اشاره کرد.


در شرايطي که ايالات متحده آمريکا در سالهاي پس از فروپاشي شوروي سابق اقدامات گسترده اي را براي کاهش قدرت روسيه در جهان به کار بسته است و از نتايج آن نيز مي توان وقوع انقلاب هاي فرهنگي و سياسي در ميان دولتمردان و مردم کشورهايي چون اوکراين و گرجستان را نام برد که در نهايت همراهي اين کشورها را با سياست هاي آمريکا در منطقه و جهان در پي داشت، روسيه نيز اقدامات وسيعي را براي از دست ندادن ديگر کشورهاي تازه استقلال يافته انجام مي دهد.


 


سايه هژموني سه ابرقدرت آمريکا، چين و روسيه بر قرقيزستان


 


جمهوري قرقيزستان در حال حاضر سايه هژموني سه ابرقدرت آمريکا، چين و روسيه را بالاي سر خود احساس مي کند و به جهت وجود وابستگي و نيازهاي ضروري که در ابعاد مختلف براي مردم و سياست مداران اين کشور وجود دارد، امکان گريز از اين هژموني سنگين سياسي، اقتصادي و فرهنگي حداقل در کوتاه مدت بعيد به نظر مي رسد؛ بنابراين هر يک از اين کشورها بنابر منافع ملي و جهاني خود فعاليت هاي لازم را در اين کشور به انجام مي رسانند.


چين بدون توجه گسترده به موضوعات و کشمکش هاي سياسي و از سوي ديگر پرداختن به شکلي وسيع به روابط تجاري و اقتصادي و استفاده از موقعيت همسايگي با جمهوري قرقيزستان، اين کشور را دروازه اصلي صادرات کالاهاي خود در منطقه آسياي مرکزي و حتي روسيه قرار داده به طوري که کمتر مجالي براي ديگر کشورهاي منطقه به منظور حضور گسترده بازرگانان باقي گذاشته است و از اين طريق سود اقتصادي سرشاري را نصيب خود مي سازد.


ايالات متحده آمريکا نيز به سبب دوري مسافت و نيز حساسيت هاي روسيه در حضور مستقيم اين رقيب ديرينه درهمسايگي وي، شرايط را به خوبي سنجيده و در حالي که تقريبأ از بهره برداري اقتصادي به نفع چين منصرف شده، تلاش براي نفوذ سياسي و فرهنگي درميان مردم و دولتمردان جمهوري قرقيزستان را در رأس برنامه هاي خود قرار داده است.


باوجود تنها چهار شبکه تلويزيوني ملي در جمهوري قرقيزستان، زماني که در خيابان هاي شهر بيشکک پايتخت اين کشور قدم مي زنيم حضور گسترده آنتن هاي ماهواره اي از هر سو توجه افراد را به خود جلب مي کند و علاقه مردم به تماشاي برنامه هاي رسانه هاي غربي نکته جالب توجهي است که در گفت و گو با اقوام مختلف جمهوري قرقيزستان مي توان به آن پي برد که از جمله نتايج آن نيز تغيير محسوس در نوع پوشش و عادات مردم اين کشور داراي 70 درصد جمعيت مسلمان است.


ايجاد دانشکده هاي متعدد از سوي آمريکا و ديگر کشورهاي همسو با اين ابرقدرت (ترکيه) در جمهوري قرقيزستان و تربيت و بورسيه دانشجويان فراوان براي ادامه تحصيل در ديگر کشورها، نوعي ديگر از تلاش هاي ايالات متحده براي ايجاد تغييرات مطلوب دراز مدت را نشان مي دهد که ضمن ارايه خدمات مناسب به دانشجويان قرقيزي، آموزه هاي ويژه اي از اعتقادات ليبراليستي را  در ذهن اين مديران آينده جاي مي دهند.


 


تلاش روسيه براي حفظ وضع موجود در قرقيزستان


 


اما در اين ميان روسيه نيز با تجربه پذيري از سرگذشت کشورهايي چون اوکراين و گرجستان و همسويي آنان با جبهه غرب، امکانات و ابزارهاي استراتژيک خود را منطقه و جهان براي حفظ جمهوري قرقيزستان به عنوان يک کشور همفکر و همسو با منافع خود به کار مي برد و در اين راستا وابستگي کشورهاي تازه استقلال يافته و از جمله قرقيزستان به انرژي، برخي کالاها و مواد خام استراتژيک و نيز وجود مشترکات فرهنگي فراوان،  تأثير قابل توجهي را براي حضور اين کشور در کنار روسيه بر جاي گذاشته است.


 تقريبأ عموم مردم جمهوري قرقيزستان زبان روسي را به عنوان دومين زبان رسمي کشور پذيرفته و به آن تکلم مي کنند و بسياري از مکالمات و نامه هاي روزانه به زبان روسي انجام مي شود و برنامه هاي کامپيوتري و اينترنت با ترجمه روسي در اين کشور مورد استفاده قرار مي گيرد، همچنين زيرساخت هاي شهري و کالاهاي اساسي مردم قرقيزستان همچنان از روسيه تأمين مي شود و اين کشور نقش گسترده اي در برآورده کردن نيازهاي حياتي اين جمهوري دارد که خود عامل مهمي در وابستگي به شمار مي رود.


همانطور که پيشتر اشاره شد ديگر کشورهاي منطقه نيز در طول هفده سال گذشته و پس از فروريختن پرده آهنين نظام کمونيستي شوروي سابق، اقدامات در خور توجهي را براي نفوذ در منطقه آسياي مرکزي انجام داده اند تا با توجه به اشتراکات فرهنگي و نيازهاي اين کشورها، منافع خود را در اين منطقه حساس حفظ کنند.


 


فرصت سوزي ايران براي ايجاد منافع جديد در قرقيزستان


 


جمهوري اسلامي ايران در ميان اين کشورها بعد از فروپاشي سال 1991 سعي در ايجاد منافع جديد را از طريق مشترکات مذهبي (دين اسلام) و تجارت پيگيري کرد و تلاش هايي را براي ايجاد مراکز فرهنگي و دانشگاهي در اين کشور به کار بست اما بايد به اين نکته اذعان کرد که ايران در مقايسه با کشورهايي چون ترکيه که از حمايت آمريکا نيز برخوردار است، آنچنان که بايد از ظرفيت هاي موجود استفاده نکرده و در حالي که ترکيه با راه اندازي دانشگاه بين المللي و نيز مراکز تجاري متعدد در شهرهاي بزرگ جمهوري قرقيزستان منافع گسترده اي را براي مراکز علمي و بازرگانان خود ايجاد نموده است، دستگاه خارجه جمهوري اسلامي ايران فرصت سوزي هاي فراواني را در قرقيزستان داشته است که از جمله آنها مي توان به عدم افتتاح شعب بانکي براي سهولت کار تجارت اشاره کرد.


در نهايت به نظرمي رسد هر يک از کشورهاي منطقه و جهان براي بدست آوردن منافع جديد و نيز تغيير وضع موجود به نفع خود اقدامات لازم را در جمهوري قرقيزستان پيگيري مي کنند و در ميان اين کشورها سه ابرقدرت چين، روسيه و آمريکا رقابت دوشادوشي را بعد از دوران فروپاشي شوروري سابق آغاز کرده اند و هر يک به نوعي سعي در ايجاد تحولات دلخواه بر اساس منافع خود دارند.


 


قرقيزستان، دروازه ورودي کالاهاي چيني به آسياي مرکزي


 


اما آنچه جالب توجه است نوع فعاليت ايالات متحده آمريکا و چين در تغيير اندشيه مردم و دولتمردان از طريق هجمه گسترده رسانه اي و صادرات کالاهاي متناسب با فرهنگ غربي است، به طوري که  رسانه هاي غربي ذائقه مردم براي خريد کالاهاي متناسب با فرهنگ خود تحريک مي کنند و از سوي ديگر چين از فرصت ايجاد شده براي فروش کالا بدون نياز به تبليغات ــ و در حالي که ديگران اين تبليغ را به نحو مطلوبي به انجام مي رسانند ــ استفاده کرده و حجم انبوهي از انواع کالا را به بازارهاي جمهوري قيرقيزستان سرازير کرده است.


تغيير الگوي رفتاري و سياسي مردم و دولتمردان جمهوري قرقيزستان در دراز مدت به نفع غرب حتي با وجود تلاش هاي گسترده روسيه در حفظ وضع موجود، آن چيزي است که از روند تحولات فعلي انتظار مي رود و شايد بتوان سرنوشت کشورهاي غرب گرا را در تحولات آينده اين جمهوري پيش بيني کرد که البته در اين ميان هنوز هم  مي توان با توجه به  نفوذ روسيه در قرقيزستان و نزديکي جمهوري اسلامي ايران با اين کشور، منافع پايدار مورد نياز را در منطقه آسياي مرکزي براي کشورمان بدست آوريم.


 



ديوار313 ::: پنجشنبه 16/3/1387::: ساعت 11:0 عصر

به نام خدا




سفر به کشور قرقيزستان فرصت مغتنمي براي
من بود تا براي اولين بار مناظر جالب توجهي را در خارج از مرزهاي وطن به نظاره
بنشينم؛ البته براي من زياد هم دير نبود چراکه با اندکي تحصيلات دانشگاهي و پشت سر
گذاشتن غول سربازي، هم‌اکنون آزاد و رها به هرکجا که خواهم سفر مي‌کنم.

در ابتدا اين را هم بگويم که عجب موهبتي است اين مأموريت‌هاي اداري
که اگر نبود گمان نمي‌کنم جايي از همين ايران عزيز را ديده بودم چه رسد به خارج!!



اما کشور قرقيزستان با پنج ميليون نفر
جمعيت که نزديک به يک ميليون آن در شهر بيشکک پايتخت آن زندگي مي‌کنند، در فصل بهار
بسيار زيبا به نظر مي‌رسيد؛ همه جا سبزي و درخت، و هوا کاملأ ييلاقي، آنچنان که اگر
ساعت‌ها در خيابان و پارک قدم مي‌زدي هرگز احساس خستگي به انسان دست نمي‌داد.



روز اول که وارد فرودگاه بيشکک شدم هوا
برفي و همه خيابان‌ها، درختان و ساختمان‌ها لباس سفيد برتن کرده بودند اما
خوشبختانه روزهاي بعد آسمان آبي و آفتابي خوشحال‌ترمان کرد؛ وارد شهر که مي‌شدي
همه چيز غريب بود؛ خبري از زبان فارسي که هيچ از انگليسي هم نبود و بنابراين «سکاکف عزيز» دوست
قرقيزي عزيزمان در تمام حدود يک هفته اقامت، در کنارمان بود و کار ترجمه آن‌لاين
را به خوبي هرچه تمام‌تر انجام مي‌داد.



مي‌گويند 70 درصد مردم اين کشور
مسلمانند که در نگاه اول و با اين اسلامي که ما شناخته‌ايم اصلأ مسلماني در
قرقيزستان وجود ندارد ولي نمي‌دانم شايد برخي مردم فقط اسم مسلمان را به يدک مي‌کشند
و برخي ديگر هم معتقدند اسلام همين است که آن‌ها عمل مي‌کنند و جالب آنکه ما هم نفهميديم
اسلام واقعي کدام است.



هوا که آفتابي مي‌شد حاج‌آقاي ميزبانمان
دلش شور مي‌زد؛ زنان نيمه برهنه(البته من خودم نديدم، به من گفتند) با لباس‌هايي
که از هر طرف کوتاه شده بودند توجه هر ايراني را به خود جلب مي‌کرد؛ بنده خدا حاج‌آقا
حق داشت که به ما مي‌گفت تنها بيرون نرويم.



شهر به قدري سرسبز بود که باورمان نمي‌شد
دماي هوا در شهر بيشکک هم‌زمان با فصل زمستان تا منفي 30 درجه و بلکه بيشتر هم مي‌رسد
و شايد به همين دليل بود که مردم قرقيزستان قوت اصلي خود را گوشت جانوراني چون
اسب، گوسفند و گاو قرار داده‌اند که اين نوع مواد غذايي با وجود انرژي فراواني که
دارند حسابي آدم را گرم مي‌کنند.



«مير بک» از دوستان بسيار نيک قرقيزي که
تازه داماد شده بود به قول خودش شيريني عروسي را مي‌خواست به ما هم بدهد و اين بود
که ديديم يک ظرف مملو از گوشتي که با پوست و چربي و غيره در ديگ آب، نيمه پخته شده بود را
جلويمان گذاشت و گفت بفرما!!! و اگر هم نخوري شايد يکي از بزرگترين توهين‌هاي عالم
را نثار وي کرده‌ايم.



با خوردن تنها قطعه کوچکي از اين مدل
شيريني عروسي تا عصر همان روز در عالم هپروت به سر برديم و حسابي خوش به حالمان
شد تا غروب که به بهانه قدم زدن، هوايي تازه کرديم و دلي از عزا درآورديم.



در قرقيزستان عموم احتياجات مردم وابسته
به واردات است و دعوايي است از سوي ابرقدرت‌هاي چين، روسيه و آمريکا براي به دست
آوردن بازار اين کشور که در اين ميان فعلأ چين و روسيه برنده اصلي هستند.



وارد بازار «دوردا» که مي‌شوي گويي وارد
کشور چين شده‌اي که بازار قرقيزستان را قورت داده است و ديگري را ياراي رقابت با
آن‌ها نيست؛ روسيه هم تلاش تحسين‌برانگيزي را براي از دست ندادن قرقيزستان به کار
بسته است که البته بايد منتظر ماند و ديد تا عاقبت، اين کشور پهناور به دامن کدامين
ابرقدرت خواهد غلطيد.



 حرف و خاطره از قرقيزستان فراوان است که به همين مقدار بسنده مي‌کنم تا در يادداشت بعدي درباره نقش ابرقدرت‌ها در قرقيزستان بيشتر صحبت کنيم




ديوار313 ::: چهارشنبه 18/2/1387::: ساعت 3:48 عصر

به نام خدا


ماهيت و شرايط نظام بين الملل در سال هاي اخير پچيدگي هاي فراواني را در سياست خارجي کشورهاي مختلف به وجود آورده است و يکي از اين کشورها که در حال حاضر به عنوان قدرتمندترين سيستم نظامي و رسانه اي در جهان مطرح مي باشد، ايالات متحده آمريکا است.


ايالات متحده در سال هاي بعد از جنگ سرد، سياست «سد نفوذ» را به کناري گذاشته و با فروپاشي شوروي، به عنوان تنها قدرت برتر جهان سياست «اشاعه» را در سيستم بين الملل در پيش گرفته است.


سياست خارجي آمريکا طي سالهاي متمادي از چهار عنصر که به صورت مربعي ترسيم مي شود، شکل يافته است؛ اين عناصر عبارتند از اشاعه سرمايه داري، ليبرالسم، دموکراسي و حفظ و نگهداري و در صورت لزوم تغيير نهادهاي تصميم گير بين المللي.


هر يک از روساي جمهور در آمريکا هم زمان با بدست گرفتن قدرت، يکي از اضلاع مربع مذکور را براي تأکيد بيشتر در سياست خارجي اين کشور برمي گزيند و اينگونه مي شود که «رونالد ريگان» سياست اشاعه سرمايه داري، «جيمي کارتر» سياست اشاعه ليبراليسم و «جورج دبليو بوش» سياست اشاعه دموکراسي را در جهان دنبال مي کنند.


ديگر کشورها در دوره هاي زماني مختلف با توجه به سياست خارجي آمريکا نوع شعارهاي خود را طي سخنان مسئولان آن کشورها تغيير داده و عمومأ با سياست هاي آمريکا همسو مي شوند تا در بازه زماني حضور روساي جمهور مختلف در ايالات متحده نه تنها آسيبي به آنها نرسد بلکه همچنان حافظ منافع ملي خود باشند.


سياست اشاعه دموکراسي که در حال حاضر از سوي تيم نومحافظه کاران بوش در کاخ سفيد هدايت مي شود باعث بروز دو جنگ بزرگ در منطقه حساس خاورميانه و در کشورهايي شده است که به نوعي با سياست هاي آمريکا در جهت اشاعه دموکراسي مخالفت علني داشته و حرکت هايي را براي خنثي کردن آن انجام داده اند.


آنچه که باعث حضور نظامي آمريکا و متحدانش در عراق و افغانستان شد، حضور افرادي در رأس قدرت اين کشورها بود که به هيچ روي با سياست توسعه دموکراسي همراهي نکرده و اين موضوع در آينده مي تواند گريبان کشورهاي ديگر را نيز بگيرد. 


يادداشت فوق به جهت اينکه از حوصله دوستان گران قدر خارج نشود به صورت مختصر به نگارش درآمده است.



ديوار313 ::: يکشنبه 25/1/1387::: ساعت 6:51 عصر

به نام خدا


 


در ابتدا سال جديد را به تمام دوستان تبريک مي گويم و آرزوي شادي و رفاه براي همه دارم؛ دلم مي خواهد در سال هاي آينده همه مردم ايران در رفاهي باشند تا زني از درد مشکلات اقتصادي به خودفروشي دست نزند و يا مردي فرو رفتن در عمق اعتياد را بر روبرو شدن با واقعيات جامعه ترجيح ندهد!


اما بعد از شعار


سال هاي دوري بود که به اتفاق تني چند از دوستان، آقاي «شيرزاد» نماينده مردم در مجلس ششم شوراي اسلامي را به منظور برگزاري جلسه پرسش و پاسخ درباره موضوعات روز کشور به دانشگاه دعوت کرده بوديم و در آن زمان بود که شنيدم پسر ايشان و عده اي ديگر را به سبب وبلاگ نويسي از نوع سياسي دستگير کرده اند.


موضوع دستگيري از يک سو و موضوع وبلاگ نويسي از سوي ديگر مرا وادار کرد تا از طريق دوستان مختلف با وبلاگ و وبلاگ نويسي آشنا شوم و بالاخره در سال گذشته موفق شدم اين وبلاگ درپيتي رو راه اندازي کنم.


هميشه موضوعات مختلفي در ذهنم وجود داشت که دوست داشتم آنها را در جايي مکتوب کنم تا شايد در آينده خاطره اي از افکار جواني برايم باقي بماند که اين وبلاگ با همه محدوديت هايش فضاي مناسبي بود و جاي شکرش باقي است.


در سال جديد قصد دارم يک خط مشيء جديدي را در نوشته هايم به کار ببرم که در نتيجه افکار به وجود آمده از کتاب ها و مباحث درسي در دانشگاه نشأت مي گيرد، به همين دليل از امروز به بعد سعي دارم در موضوعات مختلف سياست داخلي و خارجي کشور و بين الملل يادداشت هايي را ــ هر چند مختصر ــ بنويسم تا هم تمريني باشد براي خودم و هم در معرض ديد دوستان و استادان گرامي قرار گيرد تا از نظرات آن عزيزان نيز بهره مند شوم.


در حال حاضر هم در حال آماده کردن مطلب کوتاهي درباره سياست خارجي ايالات متحده آمريکا هستم که فکر آنرا مديون استاد گرانمايه دکتر «حسين دهشيار» هستم و اميدوارم به زودي آماده بارگذاري شود.


خداوند را فراوان سپاسگزارم که شور ذهني غوطه وري را در اين گستره به من عطا کرد.



ديوار313 ::: يکشنبه 11/1/1387::: ساعت 2:0 عصر

به نام خدا


گاهي آدمي چيزهايي را از دست مي دهد که ممکن است ديگر مجالي براي بدست آوردن دوباره آنها بدست نياورد و اين موضوع لزوم دقت و پرهيز از دخالت هر گونه احساسات در تصميم گيري را به انسان گوشزد مي کند.


عقل آدمي در ذات خود و به صورت يک وجود مجرد، پاک و معصوم است اما زماني که در کالبد انساني و در کنار روحيات و احساسات طبيعي ديگر ــ که ممکن است خوب يا بد باشند ــ قرار گرفت مي تواند دچار انحرافاتي بشود که از اين خطا به گناه يا اشتباه تعبير مي شود.


روحياتي چون؛ «غرور، دروغ، خودبزرگ بيني، تکبر، حسادت و ...» در وجود انسان قرار دارند که هر يک به تنهايي مي توانند شخصيتي را از بالاترين مقامات به پايين ترين منازل انساني هدايت کنند و جالب آنکه در اين مسير گاهي خود انسان تا پايان عمر، حتي فکر هم   نمي کند که در راه اشتباه حرکت کرده و از کجا به ناکجا رسيده است.


موضوع يادداشت از آنجايي شروع مي شود که گاهي اوقات قصد اعتراف به اشتباه يا شايد گناهي بزرگ در انسان پيدا مي شود که راز وقوع آن در غرور يا هر چيز ديگر است و اين عامل باعث شده تا انساني ديگر مورد ظلم واقع شود.


روابط بين انسان با انسان يکي از مهمترين نوع روابطي است که افراد در اين دنيا با آن روبرو هستند و به طور طبيعي به سبب اجتماعي بودن ذات آدميزاد گريزي از آن نيست به طوري که انسان ها تا زماني که در کنار يکديگر هستند و از وجود لحظات زيبا لذت مي برند، هراسي از فراق ندارند و حتي ممکن است فکر آن را هم در ذهن نداشته باشند.


بايد توجه داشت که اين نوع از روابط با وجود فراواني آن از اهميت ويژه اي در مناسبات سياسي، اقتصادي، اجتماعي و خانوادگي برخوردار است و بنابراين بايد نسبت به اصلاح آن اهتمام بيشتري داشت اما در ديگر سو لزوم توجه به خودسازي نيز نبايد فراموش شود چراکه اين مرحله، مقدمه اي براي ارتباط با ديگر افراد جامعه است.


فردي که در کنترل درونيات خود به شکل مطلوب موفق بوده است به احتمال زياد در مناسبات اجتماعي و ارتباط ب  ديگر انسان ها نيز     مي تواند رفتار منطقي و به دور از احساسات منفي را از خود بروز داده در نتيجه به عنوان فردي مثبت در جامعه نقش ايفا کند.


در پايان به نظر مي رسد، بايد ترديد در تصميم گيري را در زمان مورد نياز از عقل دور کرد تا مجالي براي ديگر ذهنيات منفي باقي نماند و به اميد روزي باشيم که با خودسازي روحي و اخلاقي مناسب توسط همه افراد، جامعه اي متعادل را ايجاد کنيم.



ديوار313 ::: پنجشنبه 18/11/1386::: ساعت 5:47 عصر


به نام خدا


 


شعر و شاعري از دير باز در کشور ايران سابقه داشته و شاعران بزرگي که نياز به معرفي ندارند در اين سرزمين شاهکارهاي عظيمي را به ميراث گذاشته اند که ذهن و دل هر انسان اهل دلي را نوازش مي دهد و ايرانيان بي شماري که با اين تاريخ ارزشمند آشنا هستند داشتن اين کتاب ها و حفظ کردن اشعار آن ها را جزء افتخارات خود به شمار مي آورند.


اما آنچه که مورد نظر اين يادداشت است شاعر شدن بسياري از جوانان اعم از دختر و پسر با سواد و بي سواد در جامعه فعلي ايران است که با توجه به علل آن مي تواند از جوانب مختلفي مورد مطالعه و بررسي قرار گيرد تا روشن شود چرا بسياري از جوانان کشور ما علاقه زيادي به سرودن شعر و در واقع بيان ذهنيات خود در قالب جملات کوتاه همراه با کنايه، استعاره و ديگر صنايع ادبي دارند.


در يک بررسي تاريخي کوتاه از موقعيت جامعه زمان بسياري از شاعران، خفقان و محدوديت هاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي و حتي اقتصادي خاصي جلب توجه مي کند که به نظر مي رسد با پديد آمدن آثار بزرگ شعري در ارتباط باشند.


آثار خارق العاده اي از شعراي قديم و نيز آثاري از شعراي بزرگ معاصر در دوران خفقان و حکومت هاي ديکتاتوري شاهان مختلف به نگارش درآمده است که با زبان غيرمستقيم و در کنار آن همراه با وزن و قافيه زيبا و دلنشيني که هر خواننده اي را به خود جذب مي کند موضوعات گوناگون سياسي و اعتراضات اجتماعي را براي عامه مردم نقل مي کردند.


در دوران معاصر نيز شعراي بزرگي چون «نيما، اخوان ثالث، ملک الشعراي بهار، سهراب و ...» از طريق شعر نو و سپيد و به تقليد از سبک هاي اروپايي، بسياري از موضوعات اعتراضي را به زبان شعر براي مردم بيان و فضاي روشنفکري جامعه زمان خود را رونق دادند.


اما در زمان حاضر نيز بسياري از جوانان حرف هاي خود را به دلايل مختلف به زبان شعر و همراه با کنايه و استعاره بيان مي کنند و در اين زمينه تعداد زيادي کتاب شعر با نام هايي از شعراي جوان به چاپ رسيده و وبلاگ ها و يادداشت هاي بسياري نيز با مضمون شعرهاي کوتاه دوبيتي و يا داستانک ساخته شده و به واقع آنچه که نمي توان با زبان ساده و مستقيم و به صراحت بيان کرد در قالب شعر و داستان گفته مي شود.


به نظر مي رسد به وجود آمدن اين موقعيت در يک جامعه نشان از عدم سلامت روحي آن جامعه است و جامعه اي افراد و در رأس آنها جوانان به اين نوع رفتار روي آوردند از آزادي هاي لازم برخوردار نيستند و احساس امنيت در آن کشور تا حد زيادي از بين رفته است و سرودن شعر که بيان غيرمستقيم واقعيات آن جامعه است نوعي اعتراض به وضع موجود تلقي مي شود که بايد مورد توجه قرار گيرد.


مثال ديگري که براي اين موضوع مي توان ذکر کرد، استفاده فراوان از دستگاه هاي پخش موزيک توسط جوانان است که علت آن را مي توان در ايجاد روحيه سرخوردگي و بي حوصلگي نسبت به وقايع بيروني جامعه عنوان کرد که باعث شده بسياري از جوانان ترجيح دهند در خلوت به موزيک مورد علاقه خود گوش دهند و براي لحظاتي هم شده از محيط جامعه به درون تخيلات خود خزيده و به روياهاي خود فکر کنند.


به نظر مي رسد تضمين آزادي هاي فردي از جمله آزادي بيان انديشه و انتقاد نسبت به وضع موجود بدون عواقب، راه گشاي وضع موجود و گرايش جامعه از عمق به سمت سطح و شفافيت است.


 



ديوار313 ::: سه‏شنبه 20/9/1386::: ساعت 11:51 صبح

به نام خدا


هفته گذشته توفيقي شد تا به بهانه مأموريت اداري، سفر دو روزه‏اي به شهر زيباي اصفهان داشته باشم؛ از اين جهت مي‏گم زيبا، چون واقعأ نسبت به تهران و شهرهاي ديگه‏اي که ديدم بسيار تميز، مرتب و بدون آلودگي ديده مي‏شد.


اما منظور از سفر به اصفهان شرکت در يک کنگره ويژه روشندلان بود؛ حالا اين واژه روشندل چقدر بار معنايي ذهنيات افراد نابينا رو مي‏رسونه جاي بحث داره که در مجموع به نظر من کلمه بدي نيست.


موضوع اولي که توجه منو جلب کرد، اين بود که تعداد زيادي از نابينايان در اين کنگره شرکت کرده بودند و برخي از آنان از افراد بينا هم فعال‏تر و داراي مدارج علمي در سطح دکتري بودند که من خودم هنوز اندر خم کوچه اول تحصيلات عاليه گير کرده‏ام.


اما آنچه که باعث شده اين يادداشت رو بنويسم ياد کتاب کوري اثر ارزشمند ژوزه ساراماگو برنده جايزه نوبل ادبيات سال 98 بود که قبل از عزيمت به اصفهان تا همين الان که اين سطور رو تايپ مي‏کنم با منه.


در کتاب کوري، نويسنده با بيان بسيار جالب و در عين حال فجيعي (کلمه مناسب‏تري پيدا نکردم) موقعيت يک عده افرادي که به شکلي ناگهاني دچار کوري مي‏شوند تشريح مي‏کند که اليته حقيقت داستان مربوط به کوري دل اين افراد بوده است و اينکه انسان بر اثر غرق شدن در ماديات و زندگي روزانه از خيلي موضوعات ديگر غافل مي‏شود و در نتيجه ممکن است به کوري دل مبتلا شود.


حضور تعداد زيادي آقايان و خانم‏هاي نابينا در يک محل و تصوير حرکت زنجيروار آنان در حالي که دست يا گوشه لباس يکديگر را گرفته‏اند و مرتب مراقبت مي‏کنند تا دچار چاله يا پله‏اي ناخواسته نشوند دقيقأ همان تصويري بود که ساراماگو در کتاب خود، آن را در ذهن و جان ما حک مي‏کند.


اما آنچه که تفاوت اين کوري با کوري ساراماگو بود، انديشه و ذهن فعال کوران اصفهان بود که با قرآن آشنا بودند و بسياري از آنان حافظ کل قرآن به شمار مي‏روند و در آن لحظات فکر مي‏کردم که همين کوري هم مي‏تواند براي انسان نعمتي باشد اگر درست از آن استفاده کند تا انسان را با نديدن به بالاترين مراتب کمال برساند.


مطالعه اين کتاب رو مديون پسر دايي عزيزم مصطفي هستم و خواندن آن را به همه دوستان توصيه مي‏کنم.



ديوار313 ::: سه‏شنبه 6/9/1386::: ساعت 3:30 عصر

به نام خدا


بالاخره بعد از مدتها تونستم يک سري به اين وبلاگم بزنم و سلامي عرض کنم خدمت دوستان و تشکر از اينکه اومديد و نظر گذاشتيد و غيره...


چند وقتيه به سبب مشغله‏ي کاري و درسي به طور همزمان، نتونستم مطلب جديدي اضافه کنم و با وجود اينکه چندين سوژه خوب تو ذهنم بود ولي فرصت نشد اونا رو يادداشت کنم.


ولي آخرين فيلمي که ديدم خيلي فضاي ذهني منو درگير کرده که جا داره راجع بهش حرف بزنم.


آپوکاليپتو که به فارسي آخرالزمان ترجمه شده (من علت اين نوع ترجمه رو نمي‏فهمم که از کجا اومده چون فيلم بيشتر به اول‏الزمان مي‏خورد تا آخرالزمان) داستان مردي رو روايت مي‏کنه که براي حفظ جان زن و فرزندش تلاش بي‏شائبه و خالصانه‏اي رو انجام مي‏ده و باوجود خشونتي که در برخي سکانس‏ها داره ولي واقعأ جالب و ديدنيه و درسهاي بسياري رو به انسان جوياي حقيقت مي‏ده.


ديدن اين فيلم رو به دوستان توصيه مي‏کنم.



ديوار313 ::: چهارشنبه 23/8/1386::: ساعت 12:52 عصر

به نام خدا   


 


به طور طبيعي با گذشت زمان و افزايش آگاهي زنان در جامعه، تقاضاي آنان براي کسب حقوق و آزادي هاي بيشتر، رو به فزوني مي گذارد و تجربه ي تاريخي در کشورهاي ديگر از جمله پس از انقلاب صنعتي غرب نيز اين موضوع را اثبات مي کند.


پديد آمدن انجمن ها، احزاب و تشکل هاي زنانه در قالب تجمع تعداي از زنان فعال و تحصيل کرده که خواهان حقوق برابر و گاهي نيز بيشتر از مردان هستند (از جمله فمنيست ها و غيره) از اثرات رشد فکري زنان در طول اين زمان کوتاه بوده است، که در ايران نيز تنها به مدت چند دهه آغاز به کار کرده است.


اما فعاليت زنان در عرصه هاي اقتصادي، اجتماعي و سياسي، باوجود مزاياي بسيار زيادي که در بالا رفتن سطح آگاهي خانواده ها و کل جامعه دارد و رشد فکري زنان و مردان را سريع تر و افزون تر مي کند و نيز باعث بهره برداري از نيمه ي ديگر نيروي عظيم جامعه (زنان) در جامعه مي شود، مي تواند مشکلات عديده اي را به وجود آورد.


يک از مشکلاتي که در جامعه ي ايران از زمان استقلال مالي زنان و با توجه به پايين بودن سطح آگاهي و شعور اجتماعي پديدار شده است، از طريق فعاليت هاي اجتماعي و کسب درآمد زنان است.


زنان با داشتن تحصيلات دانشگاهي (که در ايران سطح بسيار بالا و روزافزوني به خود گرفته است) وارد حوزه ي کاري شده و در کنار مردان و گاه جلوتر از آنان، شغل هاي گوناگون را تجربه مي کنند و در نتيجه از حقوق و مزاياي برابر و حتي بيشتر از مردان برخوردار مي شوند که اين خود نوعي از استقلال مالي را براي آنان فراهم مي کند.


اين استقلال مالي در برخي موارد باعث ايجاد نوعي حق تصميم گیری و مدیریت جداگانه در خانواده ها می شود که در صورت نداشتن آگاهی و تسلط کافی بر ذهن و رفتار می تواند خطرات بسیاری را برای آینده ی خانواده به وجود آورد.


برخی زنان با ایجاد استقلال مالی، خود به صورت انفرادی برای بسیاری از موضوعات مشترک در خانواده تصمیم گیری می کنند و در این بین حق مدیریت مردان در محیط خانواده که هم در دین اسلام و هم روانشناسی روز بر آن تأکید شده است، نادیده گرفته می شود.


پایمال شدن حق مدیریت مردان در خانواده ضمن تأثیرات بعدی در محیط کار آنان، که نوعی ترس و یأس را ممکن است به وجود آورد، اثرات عمیق روحی در مردان و در نتیجه محیط خانواده ایجاد می کند که می تواند به فروپاشی خانواده نیز منجر شود.


حال این سوال به وجود می آید که آیا درآمد نسبی زنان برای سبد خانواده در برابر ایجاد این معضلات احتمالی ارزش دارد یا نه؟ که البته بستگی به میزان فرهنگ، آگاهی و اعتقاد واحد خانواده نسبت به نوع مدیریت خود دارد.


در این بین به نظر می رسد مدیریت خانواده برای حفظ تعادل باید از طرف یکی از طرفین انجام شود تا یک نفر حرف آخر را در تصمیم گیری ها بزند و ثبات خانواده و در نتیجه جامعه حفظ شود.


لازم به ذکر است این موضوع از چند روز پیش که شنیدم یکی از دوستان قدیمی دوران دانشگاه با همسر خود دچار اختلاف و جدایی شده است ذهن مرا به خود مشغول کرده و این موضوع که در جدایی این دو نفر از هم نقش بسیار مهمی داشته است را در قالب این یادداشت به تحریر درآوردم.


اگر شما غیر از این فکر می کنید برای من هم توضیح خود را بفرستید. با تشکر.



ديوار313 ::: جمعه 23/6/1386::: ساعت 8:44 عصر


به نام خدا


جوانان در سراسر دنيا بنابر روحيه و نوع فکر خاصي که دارند بايد در مواقعي به تفريح و سرگرمي مشغول باشند که معمولأ از آن به گذران اوقات فراغت تعبير مي‌شود.


شايد اين موضوع در بسياري از برنامه‌هاي صداوسيما و يا مطبوعات به کرات مطرح شده باشد و بحث‌هاي مفصل و دقيقي حول اين محور شکل گرفته باشد، اما به‌واقع در عمل کار خاصي صورت نپذيرفته و هنوز هم گروه بي‌شماري از جوانان براي سپري کردن اوقات فراغت خود با مشکل مواجه هستند.


نکته‌ي خاصي که به‌نظر مي‌رسد در بسياري از اين برنامه‌ها از پرداختن به آن غفلت شده است، لزوم آگاه‌سازي جوانان از روش‌هاي مختلف گذران اوقات فراغت است که اين جنبه از ناآگاهي باعث به‌وجود آمدن معضلات مختلفي در جامعه شده است.


عدم آگاهي جوانان در کنار کمبود امکانات رفاهي و تفريحي و از سوي ديگر گراني امکانات موجود نسبت به سطح درآمد خانواده‌ها، عامل بوجود آمدن ناهنجاري‌هاي بسياري در سطح جامعه شده است که ناشي از برداشت اشتباه جوان از مقوله‌ي تفريح و شادي است که خود را در زمان‌هاي مختلف به شکل‌هاي غيرمتعارفي نشان داده است.


هم‌اکنون در به ‌اصطلاح کلان شهر تهران که پايتخت کشور به‌شمار مي‌رود از سطح امکانات تفريحي و رفاهي روز به روز کاسته شده و به بهانه‌هاي مختلف از جمله بازسازي و بروز اشکالات فني و محتوايي و غيره اين مراکز رو به سوي تعطيلي پيش مي‌رود.


پسران و دختران در اينچنين جامعه‌اي از لحاظ روحي دچار حالت يأس و نااميدي شده و واژه‏ي «تکرار» جزء جدايي‌ناپذير زندگي آنان مي‌شود، چراکه تا چه زماني مي‌توان هر روز به يک پارک و يک سينما و يک خيابان رفت و اوقات را سپري کرد و مسلمأ در هر حالتي اين رويه با شکست روبرو خواهد شد.


حتي در برخي موارد خانواده‌ها نيز از بوجود آمدن اين رويه دچار کسالت و خستگي مي‌شوند که در نهايت با اعتراض اعضاء نسبت به وضع موجود باعث ايجاد کشمکش در محيط خانه مي‌شود که تبعات خاص خود را در جامعه خواهد داشت و از جمله‌ي آن تأثير در بازدهي کاري و برخورد با اطرافيان را مي‏توان نام برد.


به نظر مي‌رسد براي رفع اين موضوع بايد روش‌هاي جديدتري از گذران اوقات فراغت در جامعه را جستجو کرد که از جمله‌ي آن‌ها «مسافرت» است؛ راه‌اندازي اردوهاي خارج از شهر و استان در سطح مدارس با بودجه‌هاي مطلوب به شکل وسيع، به طوري که به مرور همه دانش‌آموزان و دانشجويان را پوشش دهد از جمله اقداماتي است که مي‌تواند فضاي رخوت و يک‌شکلي زندگي را به نحو مناسبي تغيير دهد.


مسافرت به شهرهاي مختلف ضمن تأثيرات فراواني که در روح و روان جوانان دارد باعث کسب تجارب گرا‌ن‏سنگي مي‌شود که درباره‌ي آن صحبت‌هاي فراواني در حوزه ‌دين و جامعه‌شناشي و روانشناسي وارد شده است که لازم به توضيح نيست.


اميد است با بررسي دقيق موضوع اوقات فراغت جوانان از ضربه‌هاي سهمگين ايجاد روحيه انسان‌هاي خسته و کسل در سطح جامعه پيشگيري کنيم و متشکر مي‌شوم اگر در اين موضوع پيشنهادات خود را در انواع گذران اوقات فراغت جوانان براي من ارسال فرمائيد.


 



ديوار313 ::: يکشنبه 11/6/1386::: ساعت 3:33 عصر

به نام خدا


اقشار مختلف جوانان در جامعه امروز ايران دچار مشکلات گوناگون فکري و فرهنگي هستند که بخشي از آن ناشي از مسايل اقتصادي و عدم دستيابي به شغل مناسب و در نتيجه درآمد ناکافي است و بخشي ديگر محدوديت هاي مختلف اجتماعي در جامعه است که روزبه روز تنگناهاي زيادي را بر جوانان تحميل مي کند.


يکي از عواقب بسيار شايع عدم دستيابي به شغل و موقعيت اجتماعي مناسب در جامعه، سرباز زدن جوانان از ازدواج است که خود مسايل مختلفي را براي جامعه امروز ايران بوجود آورده است.


عدم توانايي جوانان به ازدواج موجبات پديدآمدن عقده ها و روشهاي ناهنجاري در سطح جامعه مي شود که با توجه به ظهور اين پديده ها در جامعه، اين موضوع بر همه واضح و روشن است و نيازي به توضيح ندارد.


برخي از مسئولان در حوزه هاي مختلف تنها راه کار اين موضوع را ايجاد اشتغال براي جوانان عنوان مي کنند و بر تلاش همه ي نهادهاي دولتي و غيردولتي در اين مسير تأکيد مي کنند و اين درحالي است که عدم ثبات شغلي در جامعه ي امروز مشکلات فراواني را بوجود آورده است به طوري که خانواده هاي بسياري را به مرز جدايي و گسست کشانده است.


خصوصي سازي و واگذاري اموال دولت در قالب سهام و غيره کار پسنديده و مثبتي است که اگرچه با تأخير ولي در حال اجرا است و در ظاهر نويد روزهاي خوشي را به مردم مي دهد، در حالي که در باطن قضيه به شکل ديگري و در جهت ديگري در حال اجرا است به طوري که در نهايت اقشار مختلف جوانان با سطح اقتصادي متوسط و ضعيف ضربه هاي هولناکي را در اين مسير تحمل مي کنند و البته بسياري از آنها نيز توان تحمل آن را ندارند و در نتيجه در گرداب مخوف مواد افيوني و يا مشکلات خانوادگي اسير مي شوند.


جواني که با تحمل مشکلات فراوان و از سوي ديگر اميد بسيار، در حالي که از نظر خود داراي شغل و درآمد ناکافي اما «مستمر» است تن به ازدواج با فرد ديگري مي دهد و قبول تعهد براي اداره يک زندگي و همراهي در راه طولاني همسري شخص ديگر مي کند اما ناگهان با روند خصوصي سازي بدون هيچ حق انتخابي از يک نهاد دولتي جدا شده و وارد مرحله ي بلاتکليفي شده و در ادامه يک راه به وي پيشنهاد مي شود و آن کار با شخصي به نام «پيمانکار» است.


پيمانکار کسي است که از طريق سرمايه اي که داشته در مناقصات شرکت هاي مختلف دولتي برنده شده و يا سهام کارخانه اي را خريده است و در حال حاضر مالک بخشي و يا کل آن کارخانه و يا شرکت محسوب مي شود و اين شخص چون مالک بخش خصوصي مربوط به خود است مي تواند طبق قانون هر تصميم لازم و در جهت منافع خود را در حوزه ي کاري اتخاذ کند و کسي حق اعتراض نسبت به آن ندارد.


کارگر و يا کارمندي که به ناچار در اختيار اين شخص قرار مي گيرد در اولين حرکت مجبور مي شود با حداقل حقوق ممکن تعريف شده از سوي وزارت کار و بدون هيچ گونه مزاياي اضافي به کار چند برابري نسبت به قبل مشغول شود و در واقع کار دو يا سه نفر را انجام دهد و حق هرگونه اعتراضي نيز از وي سلب مي شود.


در ادامه کارفرما در هر لحظه که احساس کند و بنابر مصلحت هاي کاري در شرايط زماني و مکاني و نوسانات مختلف بازار دست به اخراج کارگران و کارمندان خود مي زند در انتها آنچه که بوجود مي آيد خيل عظيم بيکاران قبلأ کارداشته هستند که اکثر اينها داراي هسر و فرزند نيز مي باشند و هم اکنون مشکلات بي شماري را در پيش روي خود مي بينند.


حال سئوال اساسي اينجاست که آيا اين روند خصوصي سازي درست است و آيا دادن اختيارات فراوان صرفأ براي جذب سرمايه ها به کارفرمايان کار درستي بوده است؟


در اين بين به نظر مي رسد ضعف اساسي در قوانين کار و حرکت و تغيير نکردن اين قوانين، متناسب با تحولات اجتماع باعث بوجود آمدن اين معضلات در جامعه شده است که کارفرما هر زمان که از  قيافه ي کسي خوشش نيامد براحتي وي را اخراج کرده و دست کارگر نيز به هيچ کجا بند نباشد و هيچ قانوني از وي حمايت نکند چون بايد سرمايه دار در کشور بماند.


کارفرمايان در اين بين ضمن آشنايي کامل با قوانين کار راههاي فرار از جريمه ها و پرداخت هاي مختلف را به خوبي مي شناسند و از طرف ديگر با سوء استفاده از قوانين مصوب شده در حالت هاي اضطراري و در حالت عجله، با استخدام موقتي چند نفر کارگر، انواع وام هاي بدون بهره و کم بهره و بخشش هاي مالياتي مختلف را از آن خود مي کنند و بعد از گذشتن از اين مراحل قلم به اخراج کارگران مذکور مي چرخانند.


در اين شرايط لزوم بازبيني قوانين کار و متعادل کردن اين قوانين به نفع هر دو قشر کارگر و کارفرما ضروري به نظر مي رسد و دقت در تصويب قوانيني که پشتيبان کارگر در زمان بيکاري باشد احساس مي شود تا حداقل از پاشيدگي نظام خانواده در اين زمان جلوگيري شود.



ديوار313 ::: جمعه 26/5/1386::: ساعت 3:27 عصر

به نام خدا


انسان موجودي با دو جنبه ي فردي و جامعه گرايي غير قابل انکار است و در طول تاريخ بشر، آدمي در برخي اوقات نياز به تنهايي و گاهي نيز نياز به قرار گرفتن در يک جامعه دارد.


همين که صبح از خانه خارج مي شويم، روابط اجتماعي بين مردم را مي توانيم به وضوح ببينيم و اين روابط به دو گروه همجنس ها و ناهمجنس ها تقسيم مي شود، اما آنچه که در اينجا موضوع بحث است نوع روابط بين دختران و پسران در جامعه ي ايران است.


مردم جامعه ي ايران به سبب داشتن روحيات، تفکرات، عقايد، باورها و سنت هاي اسلامي خاص خود تفاوت هاي چشمگيري با ديگر جوامع از جمله جوامع غربي و شرقي دارند که اين خود عاملي است که در شکل گيري روابط بين دختران و پسران در اينچنين جامعه اي تأثير زيادي بوجود مي آورد و مي تواند از زواياي گوناگون مورد بررسي و ارزيابي قرار گيرد تا نقاط ضعف و قوت آن پيدا شود.


در حال حاضر جامعه ي ايران باعبور از مراحل تاريخي مختلف از جمله انقلاب اسلامي، دوران جنگ و در نهايت اصلاحات، تغيير و تحولات زيادي را به خود ديده است که در هر يک از اين مراحل حساس در بخشي از وقايع خود، شکل روابط بين دختران و پسران را دستخوش تحول کرده است.


اين تحولات از دوره ي بگير و ببندهاي کميته اي پس از انقلاب فرهنگي و آغاز دوران جنگ شروع شده و با رواج آزادي هاي مختلف فردي مثبت و يا منفي در دوران اصلاحات ادامه پيدا کرده تا به وضعيت فعلي رسيده است که تقريبأ همان روند دوره ي اصلاحات را ادامه مي دهد.


اما آنچه مهم است حقيقت روابط بین دختران و پسران در این جامعه است که در پیدا و پنهان این نوع روابط چه چیزی وجود دارد و چه نوع از روابط در میان جوانان جامعه ایران بیشترین رواج را دارد و علاقه مندی های دختران و پسران ایرانی کدامند؟


به جرأت می توان گفت درصد بالایی از دختران و پسران در جامعه ی ایران شناخت درستی از رابطه ی سالم بین دو نا همجنس ندارند و در این مسیر دچار سطحی نگری و اشتباه می شوند، همچنانکه در تعریف یک رابطه با جنس دیگر، می شنویم در اکثر موارد موضوع از طرف پسران روی بحث جنسیت و از طرف دختران در بحث ازدواج پیش می رود و این اولین و سریعترین تفکرات جوانان ایرانی در هنگام ارتباط با جنس دیگر است.


جلب توجه و احساس مالکیت جنس دیگر در جوانان ایرانی افتخاری مهم و شایسته ی تقدیر به حساب آمده و آنان از این منظر احساس غرور می کنند که این خود نشان از ساختار نامناسب و عدم آموزش چگونگی ارتباط بین دختران و پسران در جامعه ایران است، موضوع عدم آموزش در این موضوع سبب ایجاد فرهنگ های و تولیدی خاص خود جوانان می شود که در برخی موارد شرایط اجتماعی و ناهنجاری های ویژه ای را در جامعه بوجود آورده است.


به نظر می رسد در این بین سهم نهادهای نظارتی و انتظامی نیز نباید نادیده گرفته شود، بررسی ها نشان میدهد هر چه نوع برخوردهای انتظامی با دختران و پسران بیشتر باشد شکل ارتباط نیز پنهانی تر و حالت زیرزمینی به خود می گیرد که این خود مسائل و پدیده های ویژه ی خود را به همراه دارد.


از دیگر روابط متداول بین دختران و پسران در محیط دانشگاه است که به شکل های مختلفی دیده می شود، اما آنچه اهمیت دارد موضوع آموزش رفتارهای مناسب به جوانان در این برخوردها است و لزوم ایجاد آگاهی در دختران و پسران برای شکل دهی نگرش و درنتیجه رفتار مناسب با جنس دیگر بسیار ضروری به نظر می رسد.


 گروهی از نوجوانان و جوانان همه ساله از طریق شرکت در آزمون های سراسری دانشگا ها با اشتیاق فراوان وارد کلاس های درس دانشگا های مختلف کشور می شوند و به طور کاملأ ناگهانی خود را در یک محیط بزرگتر و کاملأ متفاوت با مدرسه می بینند که دختران و پسران از قومیت های مختلف و آداب و رسوم گوناگون و گاه متفاوت در کنار هم در یک کلاس جمع می شوند که این خود یک احساس مبهمی از نوع برخورد با جنس دیگر را بوجود می آورد.


آنچه که نیاز به آن در این بین کاملأ احساس می شود لزوم آموزش جوانان در برخورد با جنس دیگر است که باید بر اساس احترام متقابل و درک شرایط عقلی و روحی و عاطفی و جنسیتی طرفین باشد، این نکات باید به طور شفاف بر اساس معیارهای اسلامی که جزء جدایی ناپذیر فرهنگ مردم ایران است توضیح داده شود تا هر شخص به تناسب زمان و مکانی که در آن واقع شده رفتار مناسب و مطلوب یک جامعه ی فرهنگی و مدرن را از خود بروز دهد.


به نظر می رسد در صورت بوجود آمدن چنین موقعیت آموزشی از حجم ناهنجاری های موجود در سطح جامعه که بیشتر در اثر نادانی و جهل نسبت به نوع و ریشه ی  رفتار است کاسته شده و جامعه به سمت اعتدال حرکت کند.


خدایا به هر که دوست می داری بیاموز که: عشق از زندگی کردن بهتر است و به هر که دوست تر می داری بچشان که : دوست داشتن از عشق برتر. (دکتر شریعتی)



ديوار313 ::: شنبه 20/5/1386::: ساعت 10:54 صبح

به نام خدا


به نظر مي رسد براي بررسي موضوع گريز جوانان از دين ابتدا بايد تعريفي از واژه ي دين ارايه کرد تا در بررسي موضوع اصلي زمينه ي فکري مشترکي داشته باشيم.


تعريف دين به عنوان يک مفهوم، که براي هدايت بشر به وجود آمده است و بر اساس فطرت انسان آفريده شده است روشن است، خداوند هر آنچه را که از ابتداي خلقت بشر در نهاد وي قرار داده است و خود